جمعى از نويسندگان

295

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

استفاده كرد . با رويكردهاى فقهى ، فلسفى ، كلامى و دينى به سياست ، مىتوان پيوند عميقى ميان سياست و عرفان برقرار كرد . در علوم سياسى معروف است كه قدرت فساد مىآورد و تا حدودى نيز صحيح مىباشد اما اگر عرفا در راس حكمرانى قرار گيرند درصد آلودگى آنان به فساد كمتر مىباشد . مفهوم عرفان عرفان ، به معناى شناختن ، بازشناختن و معرفت است ؛ اهل عرفان ، دانشمندان و حكيمانند . خاقانى مىگويد : هر مؤمن كه اهل عرفان باشد خورشيد سپهر و فضل و احسان باشد به مفهوم عام : وقوف به دقايق و رموز چيزى ، مقابل سطحى و قشرى ، مثلًا وقتى مىگويند فلان سخندان عارف است ، مقصود آن است كه به تقليد سطحى قانع نيست ، بلكه دقايق سخن و سخندانى را فراگرفته است . به مفهوم خاص : يافتن حقايق اشياء از راه كشف و شهود است . اين يك مفهوم كلى و عام است كه شامل تصوف و نحله‌هاى ديگر نيز مىشود ( بيان ، 1373 ، ص 1 ) . دكتر سجادى ، عرفان را يك مكتب و آن را از تصوف متمايز مىداند . اين دو كلمه كه غالباً مترادف يكديگر مىآيند ، از لحاظ معنا و اصطلاح ، تفاوت‌هايى دارند ؛ يعنى تصوف روش و طريقه زاهدانه‌اى است ، براساس مبانى شرع و تزكيه نفس و اعراض از دنيا ، براى وصول به حق و سِير به سوى كمال ؛ ولى عرفان يك مكتب فكرى و فلسفى متعالى و عميق براى شناخت حق ، حقايق امور ، مشكلات و رموز علوم است . البته نه به روش فلاسفه و حكما ، بلكه از راه اشراق ، كشف و شهود ( سجادى ، 1374 ، ص 8 ) . شهيد مطهرى ، عرفان را با دو رويكرد فرهنگى و اجتماعى مورد بررسى قرار داده است : بُعد فرهنگى را عرفان و بُعد اجتماعى را با عنوان متصوفه معرفى مىكند . سپس عرفان را به نظرى و عملى و در موضوع نظرى بحث خود را ادامه مىدهد ( مطهرى ، 1385 ، ج 23 ، ص 25 - 34 ) . از برآيند تعريف‌ها مىتوان معرفت به حق و عمل در مسير حق را رصد كرد . البته عرفان را به دو بخش كلان نظرى و عملى تقسيم مىكنند و از تعريف‌هايى كه ارائه مىدهند - همانند تعريف‌هايى كه براى مفهوم سياست ارائه مىكنند - تنافى ميان عرفان و سياست را نمىتوان استفاده كرد .